X
تبلیغات
رایتل

رهگذر

یادمون نره همه ما رهگذریم...

  دنیا گذر گاه عبور است، نه جای ماندن؛ و مردم در آن دو دسته اند:  

یکی آن که خود را فروخت و به تباهی کشاند، و دیگری آن که خود را خرید و آزاد کرد. 

 حکمت ۱۳۳ نهج البلاغه

یادمه هفت ساله بودم که بابا بزرگم فوت کردند. تقریبا میشه گفت اولین مرگی بود که توی فامیلمون با اون رو به رو شدم.

با بچه های فامیل دور هم جمع میشدیم و از رفتن به اون دنیا صحبت میکردیم. یکی از بچه ها که بزرگتر از ما بود میگفت بابا بزرگمون درسته جسمش الان زیر خاکه ولی روحش هنوزم زنده هست و پیش ماست و داره ما را میبینه.

 

من تعجب کردم آخه فکر میکردم هر کس بمیره دیگه کاملا مرده و وجودی نداره. همون موقع ها بود که از مرگ می ترسیدم ولی الان که بزرگ شدم و مخصوصا این روزها حس میکنم فکر کردن به مرگ یه جور آرامشه.

 

آدم ها مختلف در مورد مرگ فکر میکنند یکی میترسه، یکی آرزوشه، یکی تا اسم مرگ میاد میگه حرف دیگه ای نبود بزنی حالمون را دوباره بد کردی!!!! یکی ازمرگ فرار میکنه و حاضر نیست باور کنه که یه روزی  رفتنیه...

آدم هرچی بزرگتر میشه غم و اندوهش بیشتر میشه. بچه که بودم وقتی دلم غم داشت  خریدن یه اسباب بازی یا رفتن به پارک شادی دلم را آروم میکرد ولی الان  هیچی آرومم نمیکنه و با هر چی میام خودم را آروم کنم میبینم دارم بی قرارتر میشم. الان تنها درمون دردام شده: فکر کردن به رفتن.

رفتن از این دنیا...

وقتی دلم میگیره از کم بودنای این دنیا و  از آدماش، وقتی غم و اندوه چیزهای بزرگ و کوچیک را می خورم. وقتی به آدمهایی که دوستشون داشتم و الان توی این دنیا نیستن فکر میکنم فقط یه چیز آرومم میکنه واون چیزی نیست جز باور رفتن...

چون وقتی فکر میکنم توی این دنیا فقط یه رهگذر هستم خیلی از مهم هاش برام دیگه مهم نیست.

میبینم که چقدر دارم غم و اندوه بی مورد می خورم و اشتباه میرم جلو.

شنیدم میگن آدم های خوب آرزوی مرگ را دارن و آدمهای بد گریزان از مرگ.

ولی من جز آدمهای خوب نیستم که آرزوم مرگ باشه ولی نمیدونم چرا یه حس خوب دارم برای رفتن. احساس میکنم آدم آروم میشه. درست مثل وقتی که میرم کنار قبور ...

 

فکر میکنم تنها راه درمان غم ها و ناراحتی ها یه چیز هست و اون هم اینه که یادمون نره توی این دنیا رهگذر هستیم و هیچکدوممون موندنی نیستم پس حیفه غم و اندوه کاستی هاش و از دست داده هامون را بخوریم.

این نگاه را داشتن توی زندگی خیلی سخته ولی میشه تمرینش کرد. 

 

خیلی ها فکر میکنند فکر کردن به مرگ یه فکر منفی هست ولی فکر کردن به مرگ؛ درست و شاد زندگی کردن را به آدم یاد میده.

 

در کنارشم برای یک آدم بد، نگاه کردن به اینکه یه روزی رفتنیه کمک میکنه که حداقل از این جا به بعد عمرش را خوب زندگی کنه و خودش را فراموش نکنه میون بدی هاش.

پس یه آدم بد هم میتونه یه دید قشنگ و با معنی به رفتنش داشته باشه...

روش برخورد با دنیا از نگاه امام علی(ع):

پس از یاد خدا و درود! دنیای حرام چونان مار است، که پوستی نرم و زهری کشنده دارد؛ پس، از جاذبه های فریبنده آن روی گردان، زیرا زمان کوتاهی در آن خواهی ماند، و اندوه آن را از سر بیرون کن، زیرا که یقین به جدایی، و دگرگونی حالات آن را داری، و آنگاه که با دنیا خو گرفته ای بیشتر بترس، زیرا که دنیاپرست تا به خوش گذرانی اطمینان کرد، زود او را به تلخ کامی کشاند، و هرگاه که به دنیا انس گرفت و آسوده شد، ناگاه به وحشت دچار می گردد.

نوشته شده در یکشنبه 1 بهمن‌ماه سال 1391ساعت 08:40 ب.ظ توسط رهگذر| 23 نظر|

Design By : Mihantheme


Making MusiC